تبليغاتX
دانشجویان دانشکده مجازی علوم حدیث

دانشجویان دانشکده مجازی علوم حدیث

وبلاگ من | پست الكترونيك | آرشیو مطالب | طراح قالب


پیام مدیریت

دانشجویان گرامی دانشکده علوم حدیث چنانچه تمایل به نوشتن دراین وبلاگ را دارند با ایمیل a_sanavandi@yahoo.com نمایند . یا علی


تصاویر تصادفی زیبا


جستجوگر


در سایت ما
در سایت های دیگر


لينکدوني

فرهنگ لغات فارسی به فارسی
جواب تبیان
موسسه قرآنی فرهنگی راه علی (ع)
قرائت قرآن
وبلاگ دکتر ولایتـــــــــی
مبلغ(مرکز جهاني نشر فرهنگ و معارف اسلامي)
کام تو تالک نسخه جدید
مسجد مقدس جمکران
آستانه مقدسه حضرت معصومه (ع)
کتابخانه هاي شيعي
پژوهشکده باقر العلوم(ع)
سايت حضرت ابالفضل(ع)
شبکه رشـــــــد
advanced browser
سایت ابصار

آمار و امکانات

********





Powered by WebGozar

*** ---



ماه رمضان

ماه رمضان

درباره ماه رمضان

    رمضان اسمى از اسماء الهى مى‏ باشد و نبايست‏به تنهائى ذكر كرد مثلا بگوئيم، رمضان آمد يا رفت، بلكه بايد گفت ماه رمضان آمد، يعنى ماه را بايد به اسم اضافه نمود، در اين رابطه به سخنان حضرت امام محمد باقر (عليه السلام) گوش فرا مى‏ دهيم.
    
    رمضان از اسماء الله است
    هشام بن سالم نقل روايت مى‏ نمايد و مى‏ گويد: ما هشت نفر از رجال در محضر حضرت ابى جعفر امام باقر (عليهما السلام) بوديم، پس سخن از رمضان به ميان آورديم.
    
    فقال عليه السلام: لا تقولوا هذا رمضان، و لا ذهب رمضان و لا جاء رمضان، فان رمضان اسم من اسماء الله عز و جل لا يجيى و لا يذهب و انما يجيى‏ء و يذهب الزائل و لكن قولوا شهر رمضان فالشهر المضاف الى الاسم و الاسم اسم الله و هو الشهر الذى انزل فيه القرآن، جعله الله تعالى مثلا و عيدا و كقوله تعالى فى عيسى بن مريم (عليهما السلام) و جعلناه مثلا لبنى اسرائيل.


[ادامه مطلب] ...

نوشته شده در یکشنبه یکم شهریور 1388 توسط سناوندی | لينك ثابت |

انتظار

آقا بيا و قصه هجران تمام كن

درجام منتظر مِي وصل مدام كن

آقا بيا و اين دل از خود رميده را

دربند كش به نگاهي و رام كن

(سناوندي)

يامهدي ادركني

تمام جمعه ها چشم انتظارم

دمادم لحظه ها را مي شمارم

كه شايد اودراین جمعه بیاید

ز دیدارش به دل مرهم گذارم

(سناوندي)

انتظار یعنی مقابله با ظلم*

امام خمینی(ره) ضمن سخنانی انتظار را معنا كرده و در مورد نحوه انتظار می‌فرماید:

ما منتظران مقدم مبارکش، مکلف هستیم تا با تمام توان کوشش کنیم تا قانون عدل الهی را در این کشور ولی عصر علیه السلام حاکم کنیم و از تفرقه و نفاق و دغل‏بازی بپرهیزیم و رضای خداوند متعال را در نظر بگیریم. (1)

برای این ‏که گسترش بدهند عدالت را . برای این ‏که حکومت را تقویت کنند. برای این ‏که ان شاءالله، اسلام را به آن طور که هست، در این مملکت پیاده کنیم و مسلمین جهان نیز اسلام را در ممالک خودشان پیاده کنند و دنیا، دنیای اسلام باشد و زور و ظلم و جور از دنیا برطرف بشود و مقدمه باشد برای ظهور ولی عصر ارواحنا له الفداء . (2)

این چیزی که ما در این وقت، در این عصر وظیفه داریم، این مهم است. همه انتظار داریم وجود مبارک ایشان را، لکن با انتظار تنها نمی‏شود. بلکه با وضعی که بسیاری دارند، انتظار نیست . (3)

فراهم کردن اسباب این است که کار را نزدیک بکنیم . کار را هم‏چو بکنیم که مهیا بشود عالم، برای آمدن حضرت علیه السلام . (4)

 

پی‌نوشت‌ها:

1- صحیفه‏ نور ، ج 15، ص 22 .

2- همان، ج 15، ص 170 .

3- همان، ج 19، ص 154 .

4- همان، ج 20، ص 199 .

* اين مطب برگرفته از سايت تبيان است

نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم مرداد 1388 توسط سناوندی | لينك ثابت |

پندهایی از قابوس نامه

  • در برابر استادت چنان رفتار کن که توقع داري بعدها شاگردت همان رفتار را با تو داشته باشند.

  • بهترين آموزگار استاد، شاگرد اوست.

  • دست استاد خويش را ببوس؛ چون او هم پدر معنوي توست و هم پرورنده روان تو.

  • به دست آوردن نمرات عالي از سوي دانشجو تحسين‌برانگيز است، ولي احترام و فروتني وي در برابر استاد تحسين‌برانگيزتر.

  • استاد پدر است و دانشجو فرزند. پس نصايح و گفته‏هاي وي را بايد گردن نهاد و در زندگي به کار بست.

  • سخنان استاد همچون مرواريد است. سعي نکن آنها را در صندوقچه ذهنت نگاهداري‏، بلکه اين سخنان مرواريد‏آسا را مانند طوقي بر گردنت بياويز.

  •  همواره در برابر استادت همچون بنده‏اي باش در مقابل آقايت؛ فروتن و بردبار.

  • چنانچه خصوصيات اخلاقي استادت را نمي‏پسندي، مهم نيست. حرف‏هايش مهم است؛ آن را به گوش بگير.

برگرفته از مجلۀ گلبرگ شمارۀ ۱۰۴، صفحۀ اخلاق، اخلاق دانشجویی

نوشته شده در جمعه چهارم اردیبهشت 1388 توسط لطف خدائی | لينك ثابت |

ما چهار زن داریم!

ما چهار زن داریم!

روزی روزگاری تاجر ثروتمندی بود که 4 زن داشت. زن چهارم را از همه بیشتر دوست داشت و او را مدام با جواهرات گران قیمت و غذاهای خوشمزه پذیرایی می‌کرد. بسیار مراقبش بود و تنها بهترین چیزها را به او می‌داد.

زن سومش را هم خیلی دوست می‌داشت و به او افتخار می‌کرد. پیش دوستهایش او را برای جلوه‌گری می‌برد گرچه واهمه‌ی شدیدی داشت که روزی او با مرد دیگری برود و تنهایش بگذارد.  

واقعیت این است که او زن دومش را هم بسیار دوست می‌داشت. او زنی بسیار مهربان بود که دائما نگران و مراقب مرد بود. مرد در هر مشکلی به او پناه می‌برد و او نیز به تاجر کمک می‌کرد تا گره کارش را بگشاید و از مخمصه بیرون بیاید.

اما زن اول مرد، که زنی بسیار وفادار و توانا و در حقیقت عامل اصلی ثروتمند شدن او و موفق بودنش در زندگی بود، اصلا مورد توجه مرد نبود. با اینکه از صمیم قلب عاشق شوهرش بود؛ اما مرد تاجر به ندرت وجود او را در خانه‌ای که تمام کارهایش با او بود؛ حس می‌کرد و تقریبا هیچ توجهی به او نداشت.

روزی مرد احساس مریضی کرد و قبل از آنکه دیر شود؛ فهمید که به زودی خواهد مرد. به دارایی زیاد و زندگی مرفه خود اندیشید و با خود گفت: "من اکنون 4 زن دارم، اما اگر بمیرم دیگر هیچ کسی را نخواهم داشت، چه تنها و بیچاره خواهم شد!"

بنابرین تصمیم گرفت با زنانش حرف بزند و برای تنهاییش فکری بکند. اول از همه سراغ زن چهارم رفت و گفت: "من تورا از همه بیشتر دوست دارم و از همه بیشتر به تو توجه کرده‌ام و انواع راحتی‌ها را برایت فراهم آورده‌ام، حالا در برابر این همه محبت من آیا در مرگ با من همراه می‌شوی تا تنها نمانم؟"

زن به سرعت گفت: "هرگز" همین یک کلمه و مرد را رها کرد.

ناچار با قلبی که به شدت شکسته بود؛ نزد زن سوم رفت و گفت: "من در زندگی ترا بسیار دوست داشتم؛ آیا در این سفر همراه من خواهی آمد؟"

زن گفت: "البته که نه! زندگی در اینجا بسیار خوب است. تازه من بعد از تو می‌خواهم دوباره ازدواج کنم و بیشتر خوش باشم." قلب مرد یخ کرد.

مرد تاجر به زن دوم رو آورد و گفت: "تو همیشه به من کمک کرده‌ای. این بار هم به کمکت نیاز شدیدی دارم شاید از همیشه بیشتر، می‌توانی در مرگ همراه من باشی؟"

زن گفت: "این بار با دفعات دیگر فرق دارد. من نهایتا می‌توانم تا گورستان همراه جسم بی‌جان تو بیایم اما در مرگ،... متاسفم!" گویی صاعقه‌ای به قلب مرد آتش زد.

در همین حین صدایی او را به خود آورد:

"من با تو می‌مانم، هرجا که بروی." تاجر نگاهش کرد، زن اول بود که پوست و استخوان شده بود، انگار سوء تغذیه بیمارش کرده باشد. غم سراسر وجودش را تیره و ناخوش کرده بود و هیچ زیبایی و نشاطی برایش باقی نمانده بود. تاجر سرش را به زیر انداخت و آرام گفت: "باید آن روزهایی که می‌توانستم به تو توجه می‌کردم و مراقبت بودم..." 

در حقیقت همه‌‌ی ما چهار زن داریم!

الف: زن چهارم که بدن ماست. مهم نیست چقدر زمان و پول صرف زیبا کردن او بکنی وقت مرگ، اول از همه او ترا ترک می‌کند.

ب: زن سوم که دارایی‌های ماست. هر چقدر هم برایت عزیز باشند؛ وقتی بمیری به دست دیگران خواهد افتاد.

ج: زن دوم که خانواده و دوستان ما هستند. هر چقدر هم صمیمی و عزیز باشند، وقت مردن نهایتا تا سر مزارت کنارت خواهند ماند.

د: زن اول که روح ماست. غالبا به آن بی‌توجهیم و تمام وقت خود را صرف تن و پول و دوست می‌کنیم. او ضامن توانمندی‌های ماست؛ اما ما ضعیف و درمانده رهایش کرده‌ایم تا روزی که قرار است همراه ما باشد؛ اما... اما در آن زمان دیگر هیچ قدرت و توانی برایش باقی نمانده است.

نویسنده: حامد هاشمی-کتاب نیوز

نوشته شده در شنبه بیست و سوم آذر 1387 توسط لطف خدائی | لينك ثابت |

بدون شرح!

استاد ستایش2
برای مشاهدۀ عکس در اندازۀ واقعی اینجا کلیک کنید.

استاد ستایش
برای مشاهدۀ عکس در اندازۀ واقعی اینجا کلیک کنید.

إن شاءالله همۀ اساتیدمون، همیشه سلامت و موفق و مؤید باشن.

التماس دعا

نوشته شده در شنبه شانزدهم آذر 1387 توسط لطف خدائی | لينك ثابت |

دوباره تروا

دوباره تروا

اما ایرانی وبه سبک گفتمان

این روزها بحثهای زیادی درخصوص  نامه آقای احمدی نژاد درصحنه های مختلف اجتماعی شنیده میشود و حتی صحبت از بررسی این نامه درصحن علنی مجلس است  ، بسیاری از مردم  واقعاً مخاطب این نامه  را شخص ریاست جمهور ویا سران کشورهای دریافت کنند نامه میپندارند وبهمین خاطر درپی عدم عکس عمل مناسب درپاسخ به این نامه ها آن را تضعیف جایگاه ریاست جمهوری کشورمان تلقی نموده وبه این کار خورده میگیرند . همانطور که طی سالیان گذشته اکثر رسانه های ما به فراگیر بودن رسانه های غربی وپوشش خبری گسترده آنها تاکید داشته و دارند و معتقد هستند که این رسانه ها واقعیات را وارونه به خورد ملتهای خود میدهند چرا نباید از این فرصتهای استثنایی که درتاریخ این انقلاب بی سابقه بوده استفاده کرد ،حال که آقای احمدی نژاد جزو خبرساز ترین شخصیتهای جهان بشمار میرود ورسانه های غربی خودشان کوچک ترین مطالب مطرح شده از طرف ایشان را با حساسیت دنبال میکنند و از طرفی آقای احمدی نژاد درنامه هایشان از شیوه « به دربگو دیوار توبشنو» استفاده میکنند و دراین نامه ها دشمنی های استکبار وظلمی را که به ملتهای دیگر مینمایند را بازگو مینمایند چرا نباید از این فرصتها استفاده کرد این نامه ها را میتوان  تروای نامه ای نامید چرا که اینها همانند بمبهای تبلیغاتی ای عمل میکنند که رسانه های غربی خواه ناخواه مجبورند آنها را به درون حوزه استحفاظی خود ببرند از طرفی درخصوص نامه اخیر ایشان به اوباما ایشان با این پیش دستی که کردند  واو را درحالت انفعالی قرار دادند  هر عکس عملی (بدون درنظر گرفتن متن نامه ها) که اوباما انجام بدهد برنده ماجرا آقای احمدی نژاد و کشور ما خواهد بود اگر پاسخ را به تاخیر بیاندازد ویا بخواهد به فراموشی بسپارد ، شعارهایش درزمان انتخابات درخصوص تغییر و مذاکره بدون پیش شرط با ایران زیر سوال میرود واولین آجرهای ساختمان بی اعتمادی مردم خود را بنا خواهد گذارد، از طرفی اگر پاسخ بدهد ، باید منتظر نامه های بعدی آقای احمدی نژاد باشد که درآنها بسیاری از واقعیات برملا خواهد شد وحتی اگر غول های تبلیغاتی غرب بخواهند از انتشار تمامی آنها جلوگیری کنند اما با فراگیر بودن شبکه جهانی اینترنت این صدا بگوش همه جهانیان خواهد رسید.

نوشته شده در دوشنبه بیستم آبان 1387 توسط سناوندی | لينك ثابت |

علی از زبان علی

با توجه به برگزاری مسابقه کتاب خوانی توسط دانشکده برای دریافت فایل فشرده کتاب

علی از زبان علی

 اینجا

 را کلیک کنید

توضیحات مسابقه

برای ثبت نام مسابق اینجا را کلیک کنید

 

 

نوشته شده در شنبه چهارم آبان 1387 توسط سناوندی | لينك ثابت |

عاقبت حرص و آزمندي

 به نام بخشنده ي بخشايشگر

 

به عنوان اولين ارسالم در اين وبلاگ مقدس ، تصميم گرفتم مختصري از حرص و آرزوهاي طولاني بنويسم .

ابتدا حديث زير را كه در كتاب معدن الجواهر صفحه ي 25 آمده است ملاحظه بفرماييد :

 

أخذَ رسولُ الله حجَرَينِ فَالقي بينَ يَديهِ حَجَراً و قالَ :

هذا املَ ابنُ آدَمَ . و ألقي خلفَهُ حَجَراً و قالَ : هذا أجَلُهُ ، فهُوَ يري أمَلَهُ و لا يري أجَلَهُ .

پيامبر خدا دو عدد سنگ برداشت و يكي را جلوي خود انداخت و فرمود : اين آرزوي پسر آدم است .

سپس سنگ ديگر را پشت آن انداخت و فرمود  : اين اجل اوست . بنابراين ، او آرزويش را مي بيند و اجلش را نمي بيند .

 عاقبت آرزوهاي دست نايافتني همين است و چه بسا حرص انسان در رسيدن به اين آرزوها ، او را به بيراهه هايي تاريك مي برد . 

يك ترفند جالب وجود دارد كه شكارچيان ميمون ، از آن براي شكار اين حيوان استفاده مي كنند .

اين شكارچيان باهوش ! سوراخ كوچكي در تنه ي درخت ايجاد مي كنند و تعداي گردو در اين سوراخ قرار مي دهند .

ميمون حريص و بي خبر از همه جا به اميد رسيدن به چند گردو و سير كردن شكم خود دستش را داخل سوراخ درخت مي كند و چندين گردو را در مشتش مي گيرد ؛ غافل از اينكه مشتش ديگر از سوراخ خارج نمي شود چون حجم آن افزايش يافته است !

شكارچيان با خيال راحت در حالي كه ميمون بيچاره جيغ زنان در حال تلاش براي فرار است او را به بند مي كشند .

حرص و آزمندي اين حيوان عقل او را از كار مي اندازد و همين منجر به مرگش مي شود .

 

اما نبايد تصور كنيم كه از نوع انسان چنين رفتار هايي سر نمي زند .

انسان هايي وجود دارند كه حرص پرده اي بر روي عقل آنها انداخته است به طوري كه حرص و آزمندي زندگي آنها را تيره و تار كرده است ، اما باز هم از حرص دست نمي كشند تا اينكه اجل آنها فرا رسد .

 

به قول شاعر :

گفت چشم تنگ دنیا دوست را *** یا قناعت پر کند یا خاک گور

 

 

نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387 توسط حسن خجسته پناه | لينك ثابت |

فمینیسم،خاستگاه هشتم مارس

در سالهای اخیر حرکتهای عظیم و عمیق در جهت احقاق حقوق زنان به دلیل مواجه بودن با مشکلات و معضلات جامعه زنان در سراسر دنیا و به دلایل مختلف صورت گرفته است  که شاید به ظاهر و در نگاه اولیه ارزشمند به نظر برسد اما با نگاهی عمیق به روند عملکرد آنها روشن می شود که این نهضتهاوپیشروان آنها راه را به خطارفته و بحرانهای تازه تری را متوجه جامعۀ زنان نموده اند .

چرا که در تمام مدت این جریانات ، زنان نه تنها به آزادی توأم با آرامش نرسیده اند ،بلکه به اعتراف خودشان خودرا موجودی بی هویت و بدبخت یافته اند که روح لطیف زنانه شان نیز خدشه دار گردیده است .

افکاری که نشأت گرفته از اندیشۀ بشری  و عقلانیت منهای وحی بوده به علت عدم تطبیق با نیازهای فطری زنان، پایدار نبوده است .مصداق بارز این نوع اندیشه ها فمینیسم است  که برای چند دهه در محافل بشری جریان ساز بوده و پس از آن در دهه های اخیر عده ای در غرب از این جریان بازگشت نموده اند .

با اینحال مدافعان حقوق ظاهری زن ، دست از حرکتهای خود برنداشته و باترفندهای متفاوتی از جمله طرح کنوانسیون رفع تبعیض علیه زنان و طراحی قالبهای نو مانند بزرگداشت روز جهانی زن، کمپین و.... جهت تحقق اهداف خود  اغراض معینی را دنبال می کنند .نظام جمهوری اسلامی ایران و تغییر قوانین حاکم در ایران ، ازجمله مسائلی است که در مطالبات این گروه دیده می شود . آنچه از این جنبشها در سالهای اخیر  دیده می شود  فعالیت هایی است که متولیان آن  در صدد نیل به اهدافی چون تغییر در فرهنگ ، نگرش و باورهای مردم نسبت به احکام و قوانین دین مبین اسلام هستند .

از آن جا که این نوع تفکر اخیراً دامنگیر برخی دانشجویان دانشگاههای ما نیز شده است ، با اجازۀ دوستان  سری مطالبی را به جهت خطری که این قشر حساس جامعه را تهدید می کند ، عرض خواهم نمود که انشاءالله مفید باشد .

ادامه دارد..........

نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386 توسط عماری | لينك ثابت |

تبریک

نوشته هاي پيشين

ماه رمضان انتظار پندهایی از قابوس نامه ما چهار زن داریم! بدون شرح! دوباره تروا علی از زبان علی عاقبت حرص و آزمندي فمینیسم،خاستگاه هشتم مارس تبریک +


نکته امروز:

منوي اصلي

وبلاگ من
پست الكترونيك
آرشیو مطالب

آرشيو موضوعي

اجتماعــــــــی
داستـــــــــــان
پیشنهادات و انتقادات درباره دانشکده
حدیثـــــــــــــــی
علوم قرآنی
زنگ تفریح
خلاصه دروس سیره پیشوایان دینی
خلاصه دروس صرف عربی 2
خلاصه دروس جوامع شیعه
خلاصه دروس تجويد وآوا شناسي
خلاصه دروس اصطلاحات حديثي
امام مهدي و تشرف يافتگان
فرهنگي و مذهبي
معارف اسلامي
شعــــــر


آرشيو

شهریور 1388
مرداد 1388
اردیبهشت 1388
آذر 1387
آبان 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384


لينکستان

صحیفه معرفت
وبلاگ شواری صنفی دانشجویان
حبیـــــــکه
دریای نور
محـــرم راز
تبسم مـــاه
حیدرمصــباح
قالب وبلاگ رایگان و حرفه ای ترین قالب ها

نويسندگان

سناوندی
لطف خدائی
عماری
اعتصــامی
محدثه اهل بیت
مسجـــدي
حمیـــــــــدی
حسن خجسته پناه


طراح قالب

Designer
Powered By
BLOGFA

Template Designer: Themeweblog.blogfa.com